هفتانلغتنامه دهخداهفتان . [ هََ ] (اِخ ) از قرای اصفهان . (معجم البلدان ). اکنون در استان اصفهان بدین نام دهی نیست .
هفتان بالالغتنامه دهخداهفتان بالا. [ هََ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش طرخوران شهرستان اراک دارای 284 تن سکنه . آب آن از چشمه و قنات و محصول عمده اش غله و بادام است . (از فرهنگ جغرافیائ
هفتان پایینلغتنامه دهخداهفتان پایین . [ هََ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش طرخوران شهرستان اراک دارای 60 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2).
هفتان بالالغتنامه دهخداهفتان بالا. [ هََ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش طرخوران شهرستان اراک دارای 284 تن سکنه . آب آن از چشمه و قنات و محصول عمده اش غله و بادام است . (از فرهنگ جغرافیائ
هفتان پایینلغتنامه دهخداهفتان پایین . [ هََ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش طرخوران شهرستان اراک دارای 60 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2).
بختلغتنامه دهخدابخت . [ ب ُ ] (اِ) پسر. (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ) (فرهنگ نظام ). || بنده . (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ). و بختیشوع بمعنی بنده ٔ عیسی . (فرهنگ رشیدی ). صاحب عیون ال
بختنلغتنامه دهخدابختن . [ ب ُ ت َ ] (مص ) (پهلوی و مصدر دوم آن بزشن ). رهائی بخشیدن و نجات دادن . رستگاری بخشیدن . و از این مصدر است نامهای سبخت ، چهاربخت ، مرابخت ، بختیشوع ، ی
هاروتلغتنامه دهخداهاروت . (اِخ ) نام یکی از آن دو فرشته است که در چاه بابل سرازیرآویخته به عذاب الهی گرفتارند. اگر کسی بر سر آن چاه به طلب جادوی رود او را تعلیم دهند. گویند این ل