هزارتالغتنامه دهخداهزارتا. [ هََ ] (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان بندرعباس که دارای 30 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).
هزارتابهلغتنامه دهخداهزارتابه . [ هََ / هَِ ب َ / ب ِ ] (اِ مرکب ) (از: هزار + تاب + َه ، پساوند اتصاف و نسبت یا پساوند فاعلی ) (حاشیه ٔ برهان چ معین ). نامی از نامهای آفتاب . (انجم
هزارتابهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآفتاب؛ خورشید: ◻︎ تا میتابد هزارتابه / از گنبد این بلندطارم (سیفالدین اسفرنگی: لغتنامه: هزارتابه).
هزارتابهلغتنامه دهخداهزارتابه . [ هََ / هَِ ب َ / ب ِ ] (اِ مرکب ) (از: هزار + تاب + َه ، پساوند اتصاف و نسبت یا پساوند فاعلی ) (حاشیه ٔ برهان چ معین ). نامی از نامهای آفتاب . (انجم
هزارتابهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآفتاب؛ خورشید: ◻︎ تا میتابد هزارتابه / از گنبد این بلندطارم (سیفالدین اسفرنگی: لغتنامه: هزارتابه).
ارتفاعهای هزارگانیcardinal altitudes, cardinal FLsواژههای مصوب فرهنگستانارتفاعها یا ترازهای پروازی که بهصورت فواصل هزارتایی بیان میشود