هرموئیهلغتنامه دهخداهرموئیه . [ هَُ ئی ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فتح آباد از بخش بافت شهرستان سیرجان که در 18 هزارگزی باختر بافت و 2 هزارگزی شمال راه فرعی گوغرحشون واقع وجلگه
هرموجلغتنامه دهخداهرموج . [ هَُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان و بخش کردیان شهرستان جهرم واقع در 14 هزارگزی جنوب خاوری قطب آباد و کنار راه مالرو عمومی دهستان . دامنه ای است گرمسیر و
هرموجنسلغتنامه دهخداهرموجنس . [ هَِ م ُ ج َ ] (اِخ ) به معنی نسل هرمس و نام شخصی است که پولس را ترک نمود. (قاموس کتاب مقدس ).
هرمودلغتنامه دهخداهرمود. [ هَُ ] (اِخ )محلی است در کنار راه لار به بستک در 421500 گزی شیراز. (یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به هرمودباغ شود.
هرمودباغلغتنامه دهخداهرمودباغ . [ هَُ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان صحرای باغ بخش مرکزی شهرستان لار واقع در 36 هزارگزی جنوب لار و کنار راه شوسه ٔ لار به بستک و بندرلنگه . جلگه ای است گر