حرردیکشنری عربی به فارسیتطهير کردن , حذف کردن , تصفيه ء اخلا قي کردن , روشنفکر کردن , سخاوتمند شدن , ازاديخواه کردن , ازاد کردن , رفع ممانعت کردن , رها کردن , تجزيه کردن
هرروزهلغتنامه دهخداهرروزه . [ هََ زَ / زِ ] (ص نسبی ) مرکب از «هر» + «روز» + «ها»که پساوند نسبت است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). پیوسته . (برهان ). || (اِ مرکب ) ورد و اوراد و آن دع