هرتالغتنامه دهخداهرتا. [ هَِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان جوانرود بخش پاوه ٔ شهرستان سنندج واقع در 30 هزارگزی باختر پاوه ، کنار رودخانه سیروان (مرز عراق ). جایی است کوهستانی
هرتاللغتنامه دهخداهرتال . [ ] (هندی ، اِ) به هندی زرنیخ است . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به هرتار شود.
هرتاللغتنامه دهخداهرتال . [ ] (هندی ، اِ) به هندی زرنیخ است . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به هرتار شود.
زرنیخلغتنامه دهخدازرنیخ . [ زَ / زِ ] (اِ) نام دوایی که به هندی هرتال گویند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). و آن پنج قسم است : زرد،سرخ ، سپید، سبز، سیاه و اقسام آن از سمومات است . (آ
سرتاسبلغتنامه دهخداسرتاسب . [ س َ ] (ص ، اِ) در اصطلاح حکمای قدیم ایرانیان ، طالب معرفتی را گویند که به رهبرهای خردپسند یعنی دلایل عقلی تحصیل معارف کند که طریقه ٔحکما است و هرتاسب
تالغتنامه دهخداتا. (اِ) پهلوی ، tak عدد. شماره : عاصم هفت تا تیر داشت و به هرتائی مردی رابکشت . (کشف الاسرار ج 1 ص 548 از فرهنگ فارسی معین ).گاهی در شماره کردن بعدد، «تا» الحا