هرابیلغتنامه دهخداهرابی . [ هََ رْ را بی ی ] (ص نسبی )منسوب به هراب که از سامه ٔ بنی لوی است . (سمعانی ).
هابیلغتنامه دهخداهابی . (ع ص ، اِ) غبار ساطع. (از اقرب الموارد). غبار بلندبرآمده . (از منتهی الارب ). || گریزنده . (منتهی الارب ). || اسب گریزنده . || خاکستر آمیخته به خاک . ج ،
هابیلغتنامه دهخداهابی . (ع ص ، اِ) غبار ساطع. (از اقرب الموارد). غبار بلندبرآمده . (از منتهی الارب ). || گریزنده . (منتهی الارب ). || اسب گریزنده . || خاکستر آمیخته به خاک . ج ،
هابیغیلغتنامه دهخداهابیغی . (ص ) به معنی حقیقی باشد که درمقابل مجازی است . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا).