هدیه دادنلغتنامه دهخداهدیه دادن . [ هََ دْ / هَِ دْ ی َ / ی ِ دَ] (مص مرکب ) هدیه کردن . بخشیدن . اهداء : از آن هر یکی را بسی هدیه دادز درگاه منذر برفتند شاد. فردوسی .فراوان فرستاده
هدیهفرهنگ مترادف و متضاد۱. ارمغان، انعام، پیشکش، تحفه، تعارف، خلعت، رهاورد، سوغات، نثار، هبه ۲. شیربها
هدیهدیکشنری فارسی به انگلیسیbooty, bounty, favor, gift, Grant, offering, present, presentation, testimonial, token
هدیهلغتنامه دهخداهدیه . [ هََ د ی َ / ی ِ ] (از ع ، اِ) تحفه و ارمغان و آنچه به کسی فرستند به رسم تحبیب و بزرگداشت . هَدیَّة : چنان روی دیدند یکسر سپاه که آیند با هدیه نزدیک شاه