2493 مدخل
راهنمایی کردن؛ راه راست نمودن.
راهبرد، رهنمود، راهنمای
ارشاد، دلالت، راهنمونی، راهنمایی، هدی ≠ اضلال
conduction, direction, guidance, tutelage
(هِ یَ) [ ع . هدایة ] (اِمص .) راهنمایی ، راه راست نمودن .
اتجاه , توجيه
ابحر
دخول
ملاح
steerage
control
هدایت.
هدایت