هجریلغتنامه دهخداهجری . [ هَِ ] (اِخ ) هراتی . ملاهجری فرزندهرات است . افیون بسیار میخورد. از اوست این مطلع:ای که با مدعیان کار تو لطف و کرم است در حق اهل وفا این چه جفا و ستم ا
هجریلغتنامه دهخداهجری . [ هَِ ] (اِخ ) ... افشار. پسر سلطان افشار وموسوم به قاسم بیک و متخلص به هجری است . ترکیب بند مسدسی گفته است که شهرت دارد و این بیت هم از اوست :من نه آنم
هجریلغتنامه دهخداهجری . [ هَِ ] (اِخ ) اندجانی (ملا...) مردی فقیر است . در اوایل لوند و اوباش بود. اما آخر روی به گوشه ٔ فقر و درویشی آورد. از اوست این مطلع:بر رخ نشسته گرد ملام
هجریلغتنامه دهخداهجری . [ هَِ ] (اِخ ) تفرشی . اسمش میرزا ابوالقاسم ولد میرزا صادق تفرشی بوده . در اصفهان تحصیل کرده و به رشت رفته و در آنجا از خوان اکرام و انعام هدایت اﷲخان رش
جمادی الثانیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهماه ششم از سال هجری قمری، پس از جمادیالاول؛ جَمادیالآخر؛ جُمادَیالاُخریٰ.
رجبفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهماه هفتم از سال هجری قمری بعد از جمادیالآخر و پیش از شعبان؛ رجبالمرجب.
محرمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهماه اول از سال هجری قمری؛ شهرالحرام؛ محرمالحرام. Δ این ماه را برای آن محرم گفتهاند که عرب در این ماه جنگ کردن را حرام میدانستند.
جمادیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهماه پنجم و ششم از سال هجری قمری. جمادی اول: =جمادیالاول جمادی ثانی: =جمادیالثانی