هتکفرهنگ مترادف و متضاد۱. پردهدری ۲. رسواسازی، مفتضحسازی ۳. افتضاح، رسوایی ۴. بیعفتی، بیناموسی، ۵. استخفاف، بیاحترامی، بیحرمتی
هتکفرهنگ مترادف و متضاد۱. پردهدری ۲. رسواسازی، مفتضحسازی ۳. افتضاح، رسوایی ۴. بیعفتی، بیناموسی ۵. استخفاف، بیاحترامی، بیحرمتی
هتکلغتنامه دهخداهتک . [ هََ ] (ع اِمص ) پرده دری . (ناظم الاطباء) (غیاث ). || ربودگی ناموس . (ناظم الاطباء). بی عصمتی . || رسوایی و بی آبرویی . || افتضاح و بدنامی . || فاش شدگی
هتکلغتنامه دهخداهتک . [ هََ ] (ع مص ) دریدن پرده و مانند آن را: هتک الستر هتکا؛ پاره کرد آن پرده را. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (منتهی الارب ).پرده دریدن .
حتکلغتنامه دهخداحتک . [ ح َ ] (ع مص ) حتکان . گام خرد نهادن در شتافتن . (تاج المصادر بیهقی ). شتاب رفتن و گام خرد نهادن . (منتهی الارب ). گام خرد نهادن در شتافتن . (مهذب الاسما
هتک احتراملغتنامه دهخداهتک احترام . [ هََ ک ِ اِ ت ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به هتک حرمت شود.