هبرةلغتنامه دهخداهبرة. [ هََ رَ ] (ع مص ) بریدن برای کسی پاره ای از گوشت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). «هبرناهم بالسیوف »؛ یعنی بریدیم مر ایشان را به شمشیر.
هبرةلغتنامه دهخداهبرة. [ هََ رَ ] (ع اِ) مهره ای است که زنان مردان را بدان بند کنند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مهره ای است که مردان بدان بند کرده یا سحر کرده میشوند. (معجم
هبرةلغتنامه دهخداهبرة. [ هََ ب ِ رَ ] (ع ص ) مؤنث هَبِر. ماده شتر بسیارگوشت . (اقرب الموارد): ناقة هبرة. (منتهی الارب ).
هبرةلغتنامه دهخداهبرة. [ هََ رَ ] (اِخ ) نام مردی است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بطنی است از همدان . (منتهی الارب ). نام بطنی از تازیان . (ناظم الاطباء).
هبرةلغتنامه دهخداهبرة. [ هََ رَ ] (ع مص ) بریدن برای کسی پاره ای از گوشت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). «هبرناهم بالسیوف »؛ یعنی بریدیم مر ایشان را به شمشیر.
هبرةلغتنامه دهخداهبرة. [ هََ رَ ] (ع اِ) مهره ای است که زنان مردان را بدان بند کنند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مهره ای است که مردان بدان بند کرده یا سحر کرده میشوند. (معجم
هبرةلغتنامه دهخداهبرة. [ هََ ب ِ رَ ] (ع ص ) مؤنث هَبِر. ماده شتر بسیارگوشت . (اقرب الموارد): ناقة هبرة. (منتهی الارب ).
هبرةلغتنامه دهخداهبرة. [ هََ رَ ] (اِخ ) نام مردی است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بطنی است از همدان . (منتهی الارب ). نام بطنی از تازیان . (ناظم الاطباء).