هالیکارناسلغتنامه دهخداهالیکارناس . (اِخ ) از شهرهای عمده و مرکز ساتراپی «کاری » یا «کاریه » (آسیای صغیر) و مسقطالرأس هرودت مورخ یونانی است . این شهر جزو مستملکات ایران و مستعمرات یو
هامکابادلغتنامه دهخداهامکاباد. (اِخ ) نام دهی از رستاق قمدار که در پهلوی آن کوهی واقع بوده است : و به رستاق قمدار دیهی هست نام آن «هامکاباد» و در پهلوی آن کوهی هست و در پناه آن شکاف
تجرمهلغتنامه دهخداتجرمه . [ ت ُ ج َ م َ ] (اِخ ) پدر هایکانااولین کس از نژاد ارامنه : ارامنه نژاد خود را بشخصی میرسانند که هایکانا نام داشته و گویند که او پسر همان کس بود که در ت
یازونلغتنامه دهخدایازون . [ زُ ] (اِخ ) یازن . ژازن . پسر ازن پادشاه یلکس است که چون به دست پلیاس از تخت سلطنت میراثی خلع شد، آرگونت ها را برای تصرف پشم زرین به کلخید راهنمائی کر