سگفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی نگهبان، سگ گله، سگ چوپان، سگ شکاری (پاسبان، ...) توله سگ، هاپو سگ تازی، شینلو، بولداگ، ژرمنوُلف کلب
لحافلغتنامه دهخدالحاف . [ ل ِ] (ع اِ) بسترآهنگ . (جهانگیری ) . دواج . بالاپوش شب .مشمال . (منتهی الارب ). ازار. جامه ٔ پنبه دار شب خوابی .(غیاث ). بالاپوش ، مقابل نهالی و زیرپوش
پو گرفتنلغتنامه دهخداپو گرفتن . [ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) دویدن . دویدن آغاز کردن : شیر سگی داشت که چون پو گرفت سایه ٔ خورشید بر آهو گرفت . نظامی .و در بعض لغت نامه ها پو گرفتن را ک