هاپلوئیدلغتنامه دهخداهاپلوئید. [ ل ُ ] (فرانسوی ، اِ) (اصطلاح جانورشناسی و گیاه شناسی ) مؤلف کتاب جانورشناسی آرد: انواع مختلف جانوران و گیاهان بواسطه ٔ تعداد ثابت کروموزمشان متمایز
هاپلوستمونلغتنامه دهخداهاپلوستمون . [ ل ُ ت ِ مُن ْ ] (فرانسوی ، اِ) (اصطلاح گیاه شناسی ) ثابتی آرد: چون پرچمهای گل در روی یک پیرامن قرار گیرند هاپلوستمون نامیده میشوند. به عبارت دیگر
hopدیکشنری انگلیسی به فارسیهاپ، رازک، ابجو، افیون، طفره، روی یک پا جستن، رازک بار اوردن، لی لی کردن، جست وخیز کوچک کردن، رقصیدن، پرواز دادن، لنگان لنگان راه رفتن، پلکیدن، خمیدن
هاپلوئیدلغتنامه دهخداهاپلوئید. [ ل ُ ] (فرانسوی ، اِ) (اصطلاح جانورشناسی و گیاه شناسی ) مؤلف کتاب جانورشناسی آرد: انواع مختلف جانوران و گیاهان بواسطه ٔ تعداد ثابت کروموزمشان متمایز
هاپلوستمونلغتنامه دهخداهاپلوستمون . [ ل ُ ت ِ مُن ْ ] (فرانسوی ، اِ) (اصطلاح گیاه شناسی ) ثابتی آرد: چون پرچمهای گل در روی یک پیرامن قرار گیرند هاپلوستمون نامیده میشوند. به عبارت دیگر