هانیهواژهنامه آزادگوارا، نوشین هانیه به فارسی یعنی گوارا ، زلال برابر نان ، .. به انگلیسی یعنی شیرین ، عسل ،.... به کُردی یعنی چشمه ... به هخامنشی یعنی زنی با می و شراب... مادر
حانیهواژهنامه آزاداسم دخترانه از القاب حضرت فاطمه زهرا (س). شرین و تو دل برو مهربان و دلسوز - از القاب حضرت زهرا (س) در عربی به معنای پرستار بچه و یا زن مهربان استعمال می شود شیر
الهانیةلغتنامه دهخداالهانیة. [ اُ نی ی َ ] (ع مص ) معبودیت . الوهیة. الوهة.الهیة. (از اقرب الموارد). رجوع بهمین کلمات شود.
هانیلغتنامه دهخداهانی . (اِخ ) ابن عروةبن الفضفاض بن عمران الغُظیفی المرادی . یکی از اشراف کوفه است که ابتدا از خواص و ندیمان علی بن ابیطالب بود. وی کثیربن شهاب المدحجی والی خرا
هانیلغتنامه دهخداهانی . (اِخ ) ابن فراس الاسلمی . صحابی است . مجزاءةبن زاهر از وی روایت کرده است . (الاصابة فی تمییز الصحابة).
هانیلغتنامه دهخداهانی . (اِخ ) ابن مالک الهمدانی ، مکنی به ابومالک . صحابی است .ابن حبان گفته است که وی در یمن به خدمت پیغمبر رسیدو اسلام آورد. البخاری ذکر کرده است که وی در یمن
هانیلغتنامه دهخداهانی ٔ. [ ن ِءْ ] (ع ص ) نوکر. خادم . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
الهانیةلغتنامه دهخداالهانیة. [ اُ نی ی َ ] (ع مص ) معبودیت . الوهیة. الوهة.الهیة. (از اقرب الموارد). رجوع بهمین کلمات شود.
هانیلغتنامه دهخداهانی . (اِخ ) ابن عروةبن الفضفاض بن عمران الغُظیفی المرادی . یکی از اشراف کوفه است که ابتدا از خواص و ندیمان علی بن ابیطالب بود. وی کثیربن شهاب المدحجی والی خرا
هانیلغتنامه دهخداهانی . (اِخ ) ابن فراس الاسلمی . صحابی است . مجزاءةبن زاهر از وی روایت کرده است . (الاصابة فی تمییز الصحابة).
هانیلغتنامه دهخداهانی . (اِخ ) ابن مالک الهمدانی ، مکنی به ابومالک . صحابی است .ابن حبان گفته است که وی در یمن به خدمت پیغمبر رسیدو اسلام آورد. البخاری ذکر کرده است که وی در یمن
هانیلغتنامه دهخداهانی ٔ. [ ن ِءْ ] (ع ص ) نوکر. خادم . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).