هاماورانلغتنامه دهخداهاماوران . [ وَ ] (اِخ ) (از: هاماور (=هماور) [ از عربی «حمیر» نام قبیله ٔ ساکن یمن ] + ان ، پسوند مکان ) به عقیده ٔ نلدکه ، منظورهمان سرزمین غرب ایران است که ع
زنده پیلفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهفیل بزرگ: ◻︎ به هاماوران بود صد زندهپیل / یکی لشکری ساخته بر دو میل (فردوسی: ۲/۸۶).
هماورلغتنامه دهخداهماور. [ هََ وَ ] (اِخ ) مخفف هاماوران است که ولایت عربستان و یمن باشد. (انجمن آرا). سراسر ولایت شام و یمن را گویند. (برهان ) : چو شاه هماور به شهراندرون بیامد
سودابهلغتنامه دهخداسودابه . [ ب َ / ب ِ ] (اِخ ) نام دختر پادشاه هاماوران است که زن کیکاوس باشد. (برهان ). نام دختر پادشاه هاماوران بوده که بحسن مشهور و اعراب او را شعرای یمانی می
شاههلغتنامه دهخداشاهه . [ هََ ] (اِخ ) نام شهری است از ملک هاماوران که سودابه از آنجا بود. (فرهنگ جهانگیری ). نام شهری بود بناکرده ٔ پدر سودابه در هاماوران و تولد سودابه زن کیکا