هالودیکشنری فارسی به انگلیسیbumpkin, clod, clodhopper, gull, gullible, simpleton, soft touch, stupid, unsophisticated, yokel
هالولغتنامه دهخداهالو. (اِ) در تداول لران ، خالو. و به تحقیر همه ٔ لران را در خواندن و آواز کردن هالو خطاب کنند.- امثال : هیچکس نگفت هالو خرت بچند . (یادداشت به خط مؤلف ).|| (