هاریلغتنامه دهخداهاری . (حامص ) صفت هار. حالت و چگونگی هار. دیوانگی خاصه در سگ . هار و دیوانه بودن . || داءالکلب . بیماری سگ هار. بیماری که از سگ و گرگ به انسان سرایت کند. این ب
هاریلغتنامه دهخداهاری . (ص نسبی ) کناس و سرگین کش است ، زیرا که هار به معنی سرگین است و «ی » برای نسبت است ، یعنی کسی که سرگین را برمیدارد و در هندوستان حلال خور خوانند. (از آنن
هاریلغتنامه دهخداهاری . (ع ص ) خراب شده . ویران شده . (از ناظم الاطباء). || بنای شکسته . || مرد سست و برجای مانده از سختی روزگار. (یادداشت به خط مؤلف ). || سست . || ضعیف . (از
هاری آبادلغتنامه دهخداهاری آباد. (اِخ ) دهی است از دهستان سلگی شهرستان نهاوند،واقع در 25 هزارگزی شمال باختری شهر نهاوند و جنوب رودخانه ٔ گاماسیاب . ناحیه ای است واقع در جلگه ، سردسیر
هاریتلغتنامه دهخداهاریت . [ ت َ ] (اِخ ) نام محلی است در هند که در «بشن پران » ذکر آن آمده است . (ماللهند ص 63 ص 15).
هاری آبادلغتنامه دهخداهاری آباد. (اِخ ) دهی است از دهستان سلگی شهرستان نهاوند،واقع در 25 هزارگزی شمال باختری شهر نهاوند و جنوب رودخانه ٔ گاماسیاب . ناحیه ای است واقع در جلگه ، سردسیر