هارهلغتنامه دهخداهاره . [ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان امیری بخش لاریجان شهرستان آمل ، واقع در 18 هزارگزی شمال خاوری رینه . ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر. دارای 150 تن سکنه می
حارهلغتنامه دهخداحاره . [ رَ ] (ع اِ) کلاته . (نصاب ) (مهذب الاسماء). || ده خرد. (مهذب الاسماء). ده خرد و آنکه خانه های آن یکجاباشد. || چهار دیوار. || محله .(به اصطلاح دمشقیان )
هارهارلغتنامه دهخداهارهار. (اِخ ) شهری بوده است در جنوب دریاچه ٔ زره بار کردستان ، واقع در کوهستان زاگرس که در قرن هفتم ق . م . در اورامان بوسیله ٔ دولت آشور بنا شد. آشوریان آنجا
هارهورلغتنامه دهخداهارهور. [ رَ هََ رَ ] (اِخ ) نام ناحیه ای در هند، چنانکه در کتاب «سنکهت براهمهر» آمده است . (ماللهند ص 149).
هارهارلغتنامه دهخداهارهار. (اِخ ) شهری بوده است در جنوب دریاچه ٔ زره بار کردستان ، واقع در کوهستان زاگرس که در قرن هفتم ق . م . در اورامان بوسیله ٔ دولت آشور بنا شد. آشوریان آنجا
هارهورلغتنامه دهخداهارهور. [ رَ هََ رَ ] (اِخ ) نام ناحیه ای در هند، چنانکه در کتاب «سنکهت براهمهر» آمده است . (ماللهند ص 149).
هارلغتنامه دهخداهار. (اِ) در سانسکریت هاره (مروارید، حلقه ٔ مروارید، گردن بند) از ریشه ٔ «هره » (بردن ، پوشیدن ، گرفتن ). پشتو «هار» (گردن بند، حلقه ). هار، رشته ٔ مروارید بود
کارشاروکینلغتنامه دهخداکارشاروکین . (اِخ ) نامی که آشوریان بشهر هارهار، واقع در جنوب دریاچه ٔ «زره بار» داده اند و این شهررا چنان مجهز کردند که بتواند هر شورشی را خاموش کند. (کرد و پی
هورةلغتنامه دهخداهورة. [ رَ ] (ع اِمص ) تهمت و بدگمانی . (منتهی الارب ). اسم است از هاره . (اقرب الموارد).