هاردلغتنامه دهخداهارد. (اِ) نام روز بیست و پنجم از ماههای فارسی . (از فرهنگ شعوری ج 2 ص 426). در اصل ارد میباشد. رجوع به ارد در همین لغت نامه و مجموعه ٔ ایرانشناسی شماره ٔ 1 ص 5
هاردلغتنامه دهخداهارد. (اِخ ) بیشه ٔ پردرختی در آلمان ، که از طرف شمال تا وژ امتداد می یابد و 680 متر از سطح دریا ارتفاع دارد.
حاردلغتنامه دهخداحارد. [ رِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از حرد و حرود. که از میان قوم بیک سورود و تنها منزل گزیند. مجرد. || مرد تندمزاج . تندمزاج . ج ، حوارد. || خشم گیرنده .
هاردیلغتنامه دهخداهاردی . (اِخ ) آلکساندر (1570-1632 م .). شاعردراماتیک فرانسه از مردم پاریس که به حفظ شکل تراژدی کلاسیک کمک بسیار کرد.
هاردیلغتنامه دهخداهاردی . (اِخ ) اگوست -فرانسوا (1824-1891 م .). گیاهشناس و گلکار فرانسوی . درپاریس متولد شد و به ورسای درگذشت . وی اولین مدیر مدرسه گلکاری ورسای بود.
هاردنگلغتنامه دهخداهاردنگ . [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آیدغمش بخش فلاورجان شهرستان اصفهان ،واقع در 31 هزارگزی جنوب غربی فلاورجان و شش هزارگزی راه فلاورجان به باغ بهادران . نا
هاردیلغتنامه دهخداهاردی . (اِخ ) آلفرد (1811-1893 م .). پزشک فرانسوی از مردم پاریس که در سال 1851 م . طبیب بیمارستان سن لوئی شد و در آنجا به تعلیم امراض جلدی پرداخت و در سال 1876