هابلغتنامه دهخداهاب . (ع اِ) مار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || کلمه ای است که شتر را بدان خوانند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || اسب را
هاب هابلغتنامه دهخداهاب هاب . (ع اِ صوت ) کلمه ای است که بدان شتر را در وقت راندن زجر کنند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
هاب هابلغتنامه دهخداهاب هاب . (ع اِ صوت ) کلمه ای است که بدان شتر را در وقت راندن زجر کنند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
هابیلغتنامه دهخداهابی . (ع ص ، اِ) غبار ساطع. (از اقرب الموارد). غبار بلندبرآمده . (از منتهی الارب ). || گریزنده . (منتهی الارب ). || اسب گریزنده . || خاکستر آمیخته به خاک . ج ،