پاکیزه روفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپاکرو؛ خوشرفتار؛ نیکرفتار؛ پارسا: ◻︎ یکی سیرت نیکمردان شنو / اگر نیکبختیّ و پاکیزهرو (سعدی۱: ۸۷ حاشیه).
پاک روفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پارسا؛ نجیب؛ عفیف.۲. خوشرفتار؛ نیکرفتار؛ آنکه روش خوب دارد: ◻︎ جوانی پاکباز و پاکرو بود / که با پاکیزهرویی در کِرو بود (سعدی: ۱۴۸)، ◻︎ هر دوست که دم زد
علیشیر نوائیلغتنامه دهخداعلیشیر نوائی . [ ع َ رِ ن َ ] (اِخ ) (امیر...) نام او علیشیربن الوس یا کیچکنه یا کیچینه یا کجکنه ٔ نوائی جغتائی و ملقب به نظام الدین است . وی از مشاهیر درباریان