ناکاویدنیلغتنامه دهخداناکاویدنی . [ دَ ] (ص لیاقت ) که قابل کاویدن نباشد. که آن را نتوان کاویدن . غیرقابل کاویدن . مقابل کاویدنی . رجوع به کاویدنی شود.
افریدونلغتنامه دهخداافریدون . [ اِ رَ ] (اِخ ) ابن ابتیان یا آتپیان یا اثفیان . از اجداد کیقباد و از نواده های جمشید است ... ابوریحان نسبت وی را چنین ضبط کرده :... افریدون بن اثفیا
ناکاویدنیلغتنامه دهخداناکاویدنی . [ دَ ] (ص لیاقت ) که قابل کاویدن نباشد. که آن را نتوان کاویدن . غیرقابل کاویدن . مقابل کاویدنی . رجوع به کاویدنی شود.