نیمرسانای اَریختamorphous semiconductorواژههای مصوب فرهنگستانمادۀ نیمرسانایی که ساختار بلوری ندارد و رسانایی الکتریکی آن کمتر از نیمرسانای بلوری است
نیمرسانای فشاربرقیpiezoelectric semiconductorواژههای مصوب فرهنگستاننیمرسانایی که از خود اثر فشاربرقی/ پیزوالکتریکی نشان میدهد متـ . نیمرسانای پیزوالکتریکی
نیمرساناsemiconductorواژههای مصوب فرهنگستانمادۀ بلورینی که رسانندگی الکتریکی آن از فلزات کمتر و از عایقها بیشتر است
ترکیب نیمساندویچیhalf-sandwich compoundواژههای مصوب فرهنگستانهمتافتی که در آن یون فلز واسطه فقط با یک لیگاند مسطح ازطریق چگالی الکترون پی تشکیل پیوند میدهد و دیگر لیگاندهای متصل به فلز، یک یا دودندانه هستند و با فلز تشکی
مغنامقاومت2magnetoresistorواژههای مصوب فرهنگستاننیمرسانایی که مقاومت الکتریکی آن متناسب با شدت میدان مغناطیسی واردشده است
نیمرسانای اَریختamorphous semiconductorواژههای مصوب فرهنگستانمادۀ نیمرسانایی که ساختار بلوری ندارد و رسانایی الکتریکی آن کمتر از نیمرسانای بلوری است
نیمرسانای فشاربرقیpiezoelectric semiconductorواژههای مصوب فرهنگستاننیمرسانایی که از خود اثر فشاربرقی/ پیزوالکتریکی نشان میدهد متـ . نیمرسانای پیزوالکتریکی
ترازِ پذیرندهacceptor levelواژههای مصوب فرهنگستانتراز انرژی در نیمرسانا که ناشی از وجود اتمهای پذیرنده است