نیمکتلغتنامه دهخدانیمکت . [ ک َ ] (اِ مرکب ) از: نیم (به معنی نصف ) + کت (به معنی تخت ). (یادداشت مؤلف ). تختی که دست کم از یک طرف دیواره نداشته باشد و بر آن نشینند و پاها فروآو
نیمکتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهصندلی پهن که چند نفر بتوانند روی آن پهلوی هم بنشینند؛ نیمتخت؛ نیمدست.