نیم تهلغتنامه دهخدانیم ته . [ ت َه ْ ] (ص مرکب ) نصف بار. تقسیم شده به دو. (ناظم الاطباء). نیم تاه .نصف شده . تقسیم شده به دو بخش . (فرهنگ فارسی معین ).- نیم ته کردن ؛ تقسیم کردن
نیمَهاىگویش بختیاریسپردن دام به کسى براى پرورش دادن (تعدادى گوسفند یا گاو را پس از قیمتگذارى و عقد قرارداد براى مدتى معیّن به شخصى مىسپارند و پس از این زمان مجددا آنها را و آنچه ت