نیشلغتنامه دهخدانیش . (اِ) مبضغ. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). افزاری بود به صورت نیش که بدان رگ گشایند. (انجمن آرا). نیشتر. نشتر. تیغ. مفصد. مشرط. (یادداشت مؤلف ) : گفت فردانیش آرم
نیشگویش کرمانشاهکلهری: gaza/ nɪš گورانی: gaza/ nɪš سنجابی: gaza/ nɪš کولیایی: gaza/ nɪš زنگنهای: gaza/ nɪš جلالوندی: gaza/ nɪš زولهای: gaza/ nɪš کاکاوندی: gaza/ nɪš هوزمانوند
راهلغتنامه دهخداراه . (اِ) طریق . (آنندراج ) (انجمن آرا) (رشیدی ) (دهار) (سروری ). بعربی صراط و طریق گویند. (برهان ). سبیل . (دهار) (ترجمان القرآن ). صراط. (منتهی الارب ) (ترجم
شولةلغتنامه دهخداشولة. [ ش َ ل َ ] (ع اِ) دم یا نیش کژدم که دروا باشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || (اِخ ) نام اسب زید فوارس ضبی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || نام
گزاییدنلغتنامه دهخداگزاییدن . [ گ َ دَ ] (مص ) گزیدن : ستمکاری و اندر جان خود تخم ستم کاری ولیکن جانت را فردا گزاید بار تخم سم . ناصرخسرو.گرچه کژدم به نیش بگزایددارویی را هم او بکا
حاجی بابالغتنامه دهخداحاجی بابا. (اِخ ) (کتاب ...) در سال 1824 م . / 1239 هَ . ق . یعنی قریب بده سال پس از مراجعت آخری خود از ایران جیمز موریه کتابی به انگلیسی در لندن منتشر ساخت به
قسطنطینلغتنامه دهخداقسطنطین . [ ق ُ طَ طی ] (اِخ ) (274 - 337 م .) نخستین امپراطور رومی مسیحی و بنیادگذار قسطنطنیه (استانبول ) است . وی در نیسوس (نیش ، در یوگسلاوی ) به دنیا آمد. پ