نیشگونلغتنامه دهخدانیشگون . (اِ) نشگون . نشگنج . (یادداشت مؤلف ). نشکون . وشگون . ویشگون . رجوع به نشگون شود.- نیشگون گرفتن ؛ نشگون گرفتن . رجوع به نشگون شود.
نیشگونگویش خلخالاَسکِستانی: čəmbər دِروی: čəngər شالی: čambar کَجَلی: čânqir کَرنَقی: čangul کَرینی: čangür کُلوری: čangur گیلَوانی: čubris لِردی: čangal
نیشگونگویش کرمانشاهکلهری: qweřɪnǰeg گورانی: qweřɪnǰek سنجابی: qweřɪnǰeg کولیایی: qweřɪnǰeg زنگنهای: qweřɪnǰeg جلالوندی: qweřɪnǰeg زولهای: qweřɪnǰeg کاکاوندی: qweřɪnǰeg هوزمانوند
نیشگونگویش اصفهانی تکیه ای: vešgun طاری: müšgüna طامه ای: vešgun طرقی: nišgena کشه ای: nišgina نطنزی: višgul
پیوندینۀ نیشگونیpinch graftواژههای مصوب فرهنگستانپیوندینۀ پوستی کوچکی که با بلند کردن مکانیکی پوست از خاستگاه پیوندینه جدا میشود