نگهداشتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی نگهداشت، اجرای تشریفات، گرامیداشت، یادبود مراسم، جشن، تشریفات کامل، مراسم تاجگذاری، تجلیل، یادمان، نمایش باشکوه، بزرگداشت
نگهداشتcall holdواژههای مصوب فرهنگستانخدماتی که کاربر با استفاده از آن میتواند برخوانی جاری را حفظ کند و در صورت تمایل دوباره آن را از سر گیرد
نگه داشتلغتنامه دهخدانگه داشت . [ ن ِگ َه ْ ] (مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) نگاه داشت . حفظ. حراست . صون . صیانت . وقایه . اسم است از نگه داشتن . (یادداشت مؤلف ). نگه داری . مواظبت .
نگهداشت بیهوشیmaintenance of anesthesiaواژههای مصوب فرهنگستانیکی از مراحل بیهوشی عمومی که بلافاصله پس از واداشت بیهوشی شروع میشود و باید تا پایان جراحی ادامه یابد
نگهداشتندیکشنری فارسی به انگلیسیcarry, cling, continue, keep, keeping, maintain, retain, support, sustain, uphold
مخفی نگهداشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط نگهداشتن، سِرّی نگهداشتن، کمحرفبودن، فریب دادن پنهان نگهداشتن، پوشیده داشتن، کتمان کردن
سالروز نگهداشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی لروز نگهداشتن، جشن گرفتن، گرامیداشتن، تقدیس کردن، بهیاد آوردن، سلام رساندن، اهمیت دادن