نگارخانهلغتنامه دهخدانگارخانه . [ ن ِ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) نقاش خانه . کارگاه نقاشی : همه را در نگارخانه ٔ جودقدرت اوست نقشبند وجود. نظامی .- نگارخانه ٔ چین (چینی ) ؛ نگارستان چین
نگارخانهفرهنگ انتشارات معین( ~. ن ) (اِمر.) 1 - خانه ای که با نقش و نگار آراسته شده باشد. 2 - کتاب مانی نقاش . 3 - گالری ، جایی که در آن تابلوهای نقاشی را به نمایش می گذارند.
نگارخانهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. جایی که در آن مجسمهها و نقشونگارها را نصب کرده باشند؛ نمایشگاه نقاشی.۲. [قدیمی، مجاز] بتخانه.۳. [قدیمی] خانهای که به نقشونگار آراسته شده باشد.
نقارخانهلغتنامه دهخدانقارخانه . [ ن َ قا / ن َق ْ قان َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) جائی که در آن نوبت نوازند. (آنندراج ). جائی که در آن روزی دو مرتبه نوبت می زنند. (ناظم الاطباء). نقاره خان
نهارخانهلغتنامه دهخدانهارخانه . [ ن َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) سفره خانه . اطاق برای صرف طعام در مدرسه و امثال آن . (یادداشت مؤلف ). نهارخوری .