نکوداشتلغتنامه دهخدانکوداشت . [ ن ِ ] (مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) نکو داشتن . (یادداشت مؤلف ). رعایت . تفقد. اعزاز. اکرام . رجوع به نکو داشتن شود : عالمی را به نکوداشت نگه دانی دا
نیکوداشتلغتنامه دهخدانیکوداشت . (مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) نیکو داشتن . حسن مراقبت . حسن مواظبت . (یادداشت مؤلف ) : اگر کسی بر چارپای ستم کند... سلطان باید که او را ادب کند و از پ
نکو داشتنلغتنامه دهخدانکوداشتن . [ ن ِ ت َ ] (مص مرکب ) به خوبی و دقت تعهد و نگهداری و مراقبت کردن . گرامی داشتن . معزز و محترم داشتن . به ناز داشتن . به ناز و نعمت پروردن . در خصب و