نکبتفرهنگ مترادف و متضادادبار، بدبختی، تنگی، تیرهبختی، تیرهروزی، خواری، ذلت، رنج، سیهروزی، ضراء، فلاکت، مصیبت، نحوست، وبال ≠ سعادت
نکبتلغتنامه دهخدانکبت . [ ن ِ / ن َ ب َ ] (از ع ، اِمص ، اِ) آسیب . (صحاح الفرس ) (دهار). رنج . خستگی . (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). زیان . ضرر. آزرم . (زمخشری ) (یادداشت مؤل
نکبت خانهلغتنامه دهخدانکبت خانه . [ ن ِ ب َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) جای ذلت و خواری و فلاکت . جائی که مردمان فرومایه منزل دارند. (ناظم الاطباء).
نکبت خانهلغتنامه دهخدانکبت خانه . [ ن ِ ب َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) جای ذلت و خواری و فلاکت . جائی که مردمان فرومایه منزل دارند. (ناظم الاطباء).
نکبت آورلغتنامه دهخدانکبت آور. [ ن ِ ب َ وَ ] (نف مرکب ) که مایه ٔ فقر و ذلت و بدبختی است . که موجب نکبت و خواری است .