نکالغتنامه دهخدانکا.[ ن ِ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی دهستان قره طقان بخش بهشهرشهرستان ساری ، در 25کیلومتری جنوب باختری بهشهر، سرراه شوسه ٔ ساری به بهشهر واقع است و 2000 تن سکنه دارد
نک ءلغتنامه دهخدانک ء. [ ن َک ْءْ] (ع مص ) پوست باز کردن از ریش . (صراح ) (تاج المصادر بیهقی ). باز کردن پوست را از ریش پیش از به شدن پس ریم به هم رسانیدن . (از منتهی الارب ) (آ
نکعلغتنامه دهخدانکع. [ ن ُ ک َ ] (ع اِ) رنگ سرخ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد). || (ص ) مرد سیاه به سرخی مایل . (از منت
نکعلغتنامه دهخدانکع. [ ن َ ] (ع مص ) شتابانیدن کسی را از کار، یا رد نمودن و دور ساختن آن را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از ال
نکعلغتنامه دهخدانکع. [ ن َ ک َ ] (ع مص ) رفتن پوست بینی کسی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). فهو انکع و نکع و هی نَکْعاء. (متن اللغة). رجوع به انکع و نیز رجوع
نَکَالَفرهنگ واژگان قرآنزنجير وقيد وبند - عذاب (از کلمه نِکْل به معناي طناب پابند حيوان و آهن لجام آن است ، چون هر دو مانع آزادي حيوان است ، و جمع آن أنکال است )