نَّفْسِهَافرهنگ واژگان قرآنخودش - نفسش - جانش (کلمه نفس در اصل به معناي همان چيزي است که به آن اضافه ميشود مثلاً "نفس الانسان" يعني خود انسان و"نفس الحجر" يعني خود سنگ است)
نَفْساًفرهنگ واژگان قرآنشخصی - کسی (کلمه نفس در اصل به معناي همان چيزي است که به آن اضافه ميشود مثلاً "نفس الانسان" يعني خود انسان و"نفس الحجر" يعني خود سنگ است)
نَفْسِهِفرهنگ واژگان قرآنخودش - نفسش - جانش (کلمه نفس در اصل به معناي همان چيزي است که به آن اضافه ميشود مثلاً "نفس الانسان" يعني خود انسان و"نفس الحجر" يعني خود سنگ است)
نُّفُوسُفرهنگ واژگان قرآننفسها - جانها(کلمه نفس در اصل به معناي همان چيزي است که به آن اضافه ميشود مثلاً "نفس الانسان" يعني خود انسان و"نفس الحجر" يعني خود سنگ است)
نُفُوسِکُمْفرهنگ واژگان قرآننفسهايتان - جانهايتان- دلهايتان(کلمه نفس در اصل به معناي همان چيزي است که به آن اضافه ميشود مثلاً "نفس الانسان" يعني خود انسان و"نفس الحجر" يعني خود سنگ است)
موس موس کردنلغتنامه دهخداموس موس کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آواز برآوردن از لبهای جمعآمده و نفسهای آرام به توالی به درون کشنده . || (اصطلاح عامیانه ) دم جنبانیدن و پوزه به پر و پای کس
ساعاتلغتنامه دهخداساعات . (ع اِ) ج ِ ساعة. پاره هائی از روز و شب . (منتهی الارب ). || دمها. نفسها و لحظات . || اوقات . || تقسیمات مخصوص روز و شب ، هر ساعتی برابر 60 دقیقه است . آ