نمرةلغتنامه دهخدانمرة. [ ن ُ رَ ] (ع اِ) خجک از هر رنگ که باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). نکته . (اقرب الموارد). ج ، نُمَر.
نمرةلغتنامه دهخدانمرة. [ ن َ م ِ رَ ] (اِخ ) موضعی است در عرفات یا کوهی که بر آن انصاب حرم است . (از منتهی الارب ).
نمرةلغتنامه دهخدانمرة. [ ن َ م ِ رَ ] (ع اِ) ابرپاره ٔ خرد. (منتهی الارب )(از اقرب الموارد). ج ، نَمِر. || نوعی ازچادر یمانی . (منتهی الارب ). حبرة. (اقرب الموارد). || شمله ای ک
نورهلغتنامه دهخدانوره . [ ن َ / نُو رَه ْ ] (ص مرکب ) نوراه . نوپا. کره اسب نوزین . (یادداشت مؤلف ).
میدان وامغناطندهdemagnetizing fieldواژههای مصوب فرهنگستانمیدان مغناطیسی پادموازی با گشتاورهای مغناطیسی بهخطشده در یک نمونه یا بلور
تجزیۀ کُنانشیactivation analysisواژههای مصوب فرهنگستانتعیین کمّی یا کیفی عناصر یا ایزوتوپهای خاص در یک نمونه با مقایسۀ طیفهای انرژی و نیمعمر ایزوتوپهای پرتوزایی که با تابش نوترون در آن به وجود آمدهاند متـ . تج
حد آشکارسازی مطلقabsolute detection limitواژههای مصوب فرهنگستانکمترین مقدار یک عنصر یا ترکیب در یک نمونه که برحسب واحد جرم یا شمار اتمها یا مولکولها بیان میشود
توزیع مقدار کرانگینextreme value distributionواژههای مصوب فرهنگستانتوزیع بزرگترین یا کوچکترین مشاهدۀ یک نمونه
چندکquantileواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از (n-1) مقدار که فراوانی کل یک جامعه یا یک نمونه را به n قسمت برابر تقسیم میکند