نَقُصُّفرهنگ واژگان قرآنازداستان سرایِِي می کنیم-حکايت می کنیم - داستان نقل می کنیم- قصّه می گوییم(کلمه قص به معناي دنباله جاي پا را گرفتن و رفتن ويا خود رد پاست و چون در قصه گفتن نيز
نقصدیکشنری فارسی به انگلیسیdefect, deficiency, demerit, fault, flaw, frailty, handicap, impairment, imperfection, insufficiently, shortcoming, spot
نقصلغتنامه دهخدانقص . [ ن َ ] (ع اِمص ، اِ) کمی . (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). کمی در دین و عقل و جز آن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). منقصت