نویسهلغتنامه دهخدانویسه . [ ن ُ س َ / س ِ ] (اِ) آژفنداک . قوس و قزح . (ناظم الاطباء). رجوع به نوسه و نوشه و نوس شود.
نویسة شناورsignal lettersواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از حروف و گاه اعداد که دولتها برای ثبت شناورها از آن استفاده میکنند و اولین حرف و گاه دو حرف اول آن ملیت شناور را مشخص میکند
نویسهخوانی نوریoptical character recognition, OCRواژههای مصوب فرهنگستانمبحثی در رایانه که به خواندن خودکار متن چاپی یا دستنویس و تبدیل آن به صورتی قابل پردازش برای رایانه میپردازد
نویسهگردانیtransliteration 1واژههای مصوب فرهنگستانتبدیل صورتهای نوشتاری از یک نظام خطی به یک نظام خطی دیگر