نویانلغتنامه دهخدانویان . (ترکی - مغولی ، اِ) پادشاه زاده . (رشیدی ) (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || ترکان ملوک و سلاطین را بدین نام خوانند. (برهان قاطع) (فرهنگ خطی ).
نویانلغتنامه دهخدانویان . (ترکی - مغولی ، اِ) پادشاه زاده . (رشیدی ) (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || ترکان ملوک و سلاطین را بدین نام خوانند. (برهان قاطع) (فرهنگ خطی ).
سالی نویالغتنامه دهخداسالی نویا. [ ن ُ وِ ] (اِخ ) نام طایفه ای از تاتار که در شمال آمودریا سکنی داشته اند. رجوع به ذیل تاریخ رشیدی حافظ ابرو ص 64 شود.
جرماغون نویانلغتنامه دهخداجرماغون نویان . [ ج ُ ] (اِخ ) همان جرماغون از امرای مغول است . (از مزدیسنا ص 470). رجوع بجرماغون نوئین شود.