نوکندلغتنامه دهخدانوکند. [ ن َ / نُو ک َ ] (ن مف مرکب )نوکنده . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به نوکنده شود.
نوکندلغتنامه دهخدانوکند. [ ن َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان افشاریه ٔ ساوجبلاغ کرج از شهرستان تهران ، در 30 هزارگزی غرب کرج و 6 هزارگزی جنوب ینگی امام ، در جلگه ٔ معتدل هوایی و
نوکندلغتنامه دهخدانوکند. [ ن َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش خوسف شهرستان بیرجند در 25 هزارگزی شمال شرقی خوسف ، در منطقه ٔ کوهستانی معتدل هوایی واقع است و 118 تن سکنه
نوکندلغتنامه دهخدانوکند. [ ن َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نهارجانات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند، در 30 هزارگزی جنوب شرقی بیرجند در منطقه ٔ کوهستانی معتدل هوایی واقع است و 252 ت
نوکندهلغتنامه دهخدانوکنده . [ ن َ ک َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان انزان بخش بندر گز شهرستان گرگان . در 6 هزارگزی جنوب غربی بندر گز، در دشت واقع و هوای آن معتدل و مرطوبی است و418
نوکندکالغتنامه دهخدانوکندکا. [ ن َ ک َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان شاهی است و از 11 آبادی تشکیل شده و 4800 تن سکنه دارد. هوایش معتدل و مرطوب است ومحصول عمده اش برنج
نوکندنلغتنامه دهخدانوکندن . [ ن َ ک َ دَ ] (مص منفی ) نیوکندن . مقابل اوکندن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به اوکندن شود.
نوکندنیلغتنامه دهخدانوکندنی . [ ن َ ک َ دَ ] (ص لیاقت ) نیوکندنی . (یادداشت مؤلف ). مقابل اوکندنی . رجوع به اوکندنی شود.
نوکندهلغتنامه دهخدانوکنده . [ ن َ ک َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان انزان بخش بندر گز شهرستان گرگان . در 6 هزارگزی جنوب غربی بندر گز، در دشت واقع و هوای آن معتدل و مرطوبی است و418
نوکندکالغتنامه دهخدانوکندکا. [ ن َ ک َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان شاهی است و از 11 آبادی تشکیل شده و 4800 تن سکنه دارد. هوایش معتدل و مرطوب است ومحصول عمده اش برنج
نوکندنلغتنامه دهخدانوکندن . [ ن َ ک َ دَ ] (مص منفی ) نیوکندن . مقابل اوکندن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به اوکندن شود.
نوکندنیلغتنامه دهخدانوکندنی . [ ن َ ک َ دَ ] (ص لیاقت ) نیوکندنی . (یادداشت مؤلف ). مقابل اوکندنی . رجوع به اوکندنی شود.
نوکندهلغتنامه دهخدانوکنده . [ ن َ / نُو ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب )گل تازه که از گلبن کنده اند و هنوز پژمرده نشده و بی طراوت نگشته . (از انجمن آرا). تازه کنده . (فرهنگ فارسی معین )