نوکرانلغتنامه دهخدانوکران . [ ن َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش اشنویه ٔ شهرستان ارومیه ، در 5 هزارگزی جنوب شرقی اشنویه و 5 هزارگزی جنوب جاده ٔ اشنویه به نقده ، در جلگ
ارسلغتنامه دهخداارس . [ ] (اِخ ) برادر توقماق از نوکران امیر چوپان .(ذیل جامعالتواریخ رشیدی تألیف حافظ ابرو ص 98).
اسنانلغتنامه دهخدااسنان . [ ] (اِخ ) یکی از نوکران شهزاده یساور که از جانب وی ودیگر شهزادگان با جمعی دیگر بعنوان ایلچی نزد ابوسعید رفت . (ذیل جامعالتواریخ رشیدی حافظ ابرو ص 81).
جامکیلغتنامه دهخداجامکی . [ م َ ] (اِ) آنچه نوکران را ازمشاهره و سالینه و نانکار و جز آن دهند. (شرفنامه ٔ منیری ). وظیفه و راتبه باشد آن را به تازی رزق نامند. (جهانگیری ). وظیفه