نوپالغتنامه دهخدانوپا. [ ن َ / نُو ] (ص مرکب ) بچه که تازه به راه افتاده است . کودک که به نوی راه رفتن گرفته است . (یادداشت مؤلف ). نیز رجوع به نوبه پاآمده شود.
نوپافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کودک تازهبهراهافتاده.۲. [مجاز] چیزی یا کسی که بهتازگی فعالیت خود را آغاز کرده: شرکت نوپا.
نوپانلغتنامه دهخدانوپان . (اِ) سبدی که از بید بافته باشند. (رشیدی ) (برهان قاطع). سبد وسله که از چوب های نازک بافته باشند. (فرهنگ خطی ).
نوپانلغتنامه دهخدانوپان . (اِ) سبدی که از بید بافته باشند. (رشیدی ) (برهان قاطع). سبد وسله که از چوب های نازک بافته باشند. (فرهنگ خطی ).