نُّونِفرهنگ واژگان قرآنماهي (ذا النون يعني صاحب ماهي ، که لقب حضرت يونس فرزند متي علي نبينا و عليهما السلام است که صاحب داستان ماهي است و از طرف پروردگار مبعوث بر اهل نينوي شد و ايشا
نونلغتنامه دهخدانون . (اِخ ) نام دیگری است سوره ٔ «ن والقلم » را در قرآن : «سورة القلم و تسمی ایضاً سورة نون ». (مجمع البیان ج 5 ص 330). رجوع به ن والقلم شود.
نونلغتنامه دهخدانون . (اِ) صورت ملفوظ حرف «ن » است . رجوع به «ن » شود : نسرین زنخ صنم چه کنم اکنون کز عارضین چو نونی زرینم . ناصرخسرو.و آن قد الف مثال مجنون خمیده ز بار عشق چون
ابوشکورلغتنامه دهخداابوشکور. [ اَ ش َ ] (اِخ ) بلخی . یکی از اجله ٔ شعرای باستانی ایران . در تذکره ها ازتاریخ حیات او جز نام و موطن و از شعر وی غیر از بیتی چند در تذاکر و متفرقاتی
نُّونِفرهنگ واژگان قرآنماهي (ذا النون يعني صاحب ماهي ، که لقب حضرت يونس فرزند متي علي نبينا و عليهما السلام است که صاحب داستان ماهي است و از طرف پروردگار مبعوث بر اهل نينوي شد و ايشا
کاف و نونلغتنامه دهخداکاف و نون . [ ف ُ ] (اِ مرکب ) کنایه از لفظ کن که کلمه ٔ عربی است امر به معنی شو یعنی موجود شو از کان یکون . اول حق تعالی کن گفت قلم پیدا گردید بعد قلم به حکم ا