نونالغتنامه دهخدانونا. (اِ) در زبان کلدانی برج حوت را نونا گویند. (یادداشت مؤلف ). رجوع به نون شود.
نونالغتنامه دهخدانونا. (اِخ ) نام مادر ابراهیم پیغامبر است . رجوع به حبیب السیر چ تهران ج 1 ص 117 شود.
نونافرهنگ نامها(تلفظ: nunā) (در سمنانی) نان ؛ (در کلدانی) برج حوت [برابر با اسفند] ؛ (در اعلام) نام مادر ابراهیم پیامبر (ع).
نونازیسمneo-Nazismواژههای مصوب فرهنگستانجنبش سیاسیِ راستِ افراطیِ معاصر، متأثر از افکار و برنامههای حزب نازی آلمان
صرصورلغتنامه دهخداصرصور. [ ص ُ] (ع اِ) نوناتک . الواحد صرصورة. (نسخه ٔ خطی مهذب الاسماء). || جانورکی است . || اشتر بزرگ هیکل . || شتر بختی . (منتهی الارب ).
نابرلغتنامه دهخدانابر. [ب َ ] (اِخ ) یکی از مدارج دینی زرتشتیان . در کتاب خرده اوستا آمده است : نزد زرتشتیان ایران نوزوتی عبارت است از آداب و مراسمی که پس از اجرای آنها هیربدزاد
حکمانلغتنامه دهخداحکمان . [ ح َ ک َ ] (اِخ ) نام موضعی به بصره منسوب به حکم ابن العاص ثقفی و الف و نون حکمان حرف نسبت است مانند یاء و این معمول مردم بصره است . چنانکه در نسبت به
نانلغتنامه دهخدانان . (اِ) پهلوی : نان ، ارمنی : نکن (نان پخته در خاکستر) ، مأخوذ از پهلوی ، نیکان = پارسی : نیگان ، بلوچی : نگن و نظایر آن ، از ایرانی باستان : نگن ، منجی : ن
اسعدلغتنامه دهخدااسعد. [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابن یحیی بن موسی بن منصوربن عبدالعزیزبن وهب بن هبان بن سواربن عبداﷲبن رفیعبن ربیعةبن هبان السلمی السنجاری الفقیه الشافعی الشاعر المنعوت