نوعلغتنامه دهخدانوع . (ع اِمص ) تشنگی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از تاج المصادر بیهقی ). گرسنگی و تشنگی . (از متن اللغة). از اتباع جوع است . (از تاج المصادر بیهقی ) (ن
نوعفرهنگ مترادف و متضاد۱. سنخ، صنف، قسم، گونه ۲. جنس، جور، رقم، روش، سیاق، طرز، قبیل، قسم، قماش ۳. تیره، گونه
نوعدیکشنری فارسی به انگلیسیbrand, breed, character, class, description, genre, genus, ilk, kidney, kind, make, manners, model, nature, order, range, rate, representative, run, sort, speci
نوعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ی، قسم، جور، گونه، رقم، قلم، قماش، تایپ، سنخ، جنس، گروه ∊ نوع انسان انواع، اقسام، اقلام، اجناس طور ◄ حالت
نوعلغتنامه دهخدانوع . [ ن َ / نُو ] (از ع ، اِ) گونه . قسم . (غیاث اللغات ). صنف . لون . (منتهی الارب ). جور : هر روز نوع دیگر می گفت . (تاریخ بیهقی ص 363). از این نوع بسیار گف