نوردلغتنامه دهخدانورد. [ ] (اِخ ) نام قدیم شهر کازرون است . (یادداشت مؤلف از المعجم ). از بلادفارس است و قصبه ٔ کازرون است . (سمعانی ). قصبه ای است از نواحی کازرون در خاک فارس
ریلrailواژههای مصوب فرهنگستانفولاد نوردشدهای که به شکل معین و بهصورت دو رشتۀ موازی بر روی ریلبندها نصب شود
ریل تبدیلtransition rail, compromise railواژههای مصوب فرهنگستاننوعی ریل نوردشده با سطح مقطعهای متفاوت در دو سر آن که برای اتصال دو ریلِ دارای مقاطع متفاوت به کار میرود
چروکیدگیwrinklingواژههای مصوب فرهنگستانایجاد شدن سطحی چروکیده در یک پوشش یا فلز نوردشده بهدلیل شرایط نامناسب محیطی و اجرایی