نوذرلغتنامه دهخدانوذر. [ ن َ ذَ ] (اِخ ) نام پسر منوچهر. (جهانگیری ) (غیاث اللغات ). پسر منوچهر که به دست افراسیاب گرفتار و کشته شد. (از رشیدی ). نوذر آزاده ، لقب پور منوچهر، هش
نوذرفرهنگ نامها(تلفظ: no(w)zar) (در اعلام) نام پسر منوچهر یکی از پادشاهان کیانی (در شاهنامه) که پس از او به سلطنت رسید و به دست افراسیاب گرفتار شد و با بیشتر سران لشکر کشته شد
نوذرآبادلغتنامه دهخدانوذرآباد. [ ن َ ذَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان رود بخش مرکزی شهرستان ساری ، در 32 هزارگزی شمال شرقی ساری و 3هزارگزی دریای خزر در دشت مرطوب معتدل هوائی واقع
نوذرنژادلغتنامه دهخدانوذرنژاد. [ ن َ / نُو ذَ ن ِ ] (ص مرکب ) از نژاد نوذر. از خاندان نوذر : تو نوذرنژادی نه بیگانه ای پدر تند بود و تو دیوانه ای .فردوسی .
نوذرنژادلغتنامه دهخدانوذرنژاد. [ ن َ / نُو ذَ ن ِ ] (ص مرکب ) از نژاد نوذر. از خاندان نوذر : تو نوذرنژادی نه بیگانه ای پدر تند بود و تو دیوانه ای .فردوسی .
نوذرآبادلغتنامه دهخدانوذرآباد. [ ن َ ذَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان رود بخش مرکزی شهرستان ساری ، در 32 هزارگزی شمال شرقی ساری و 3هزارگزی دریای خزر در دشت مرطوب معتدل هوائی واقع