نوجانلغتنامه دهخدانوجان . [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ارنگه ٔ بخش کرج شهرستان تهران ، در 20 هزارگزی شمال کرج و 3 هزارگزی غرب راه کرج به چالوس در منطقه ٔ کوهستانی سردسیری واق
نوژانلغتنامه دهخدانوژان . (اِ) رود با بانگ و سهم . (لغت فرس اسدی ).رودخانه ای است با نهیب و شور بسیار. (برهان قاطع) (آنندراج ). نام رودخانه است . (انجمن آرا) : ما برفتیم و شده نو
نوژانفرهنگ نامها(تلفظ: nužān) فریاد ، صدا و بانگ بلند ؛ رود (رودخانهی) با بانک و سهم ؛ غران (رود و سیل) ؛ نام رودخانهای .
سهیلغتنامه دهخداسهی . [ س َ ] (ص ) راست و درست را گویند عموماً و هر چیز راست رسته را خوانند خصوصاً. (برهان ). راست عموماً و سروی که بغایت راست باشد خصوصاً. (غیاث ) : بزد بر میا