نوبتفرهنگ مترادف و متضاد۱. پاس، دور، دوره، فصل، موسم، هنگام ۲. تناوب، سیر، گردش ۳. بار، دفعه، نوبه، وهله ۴. اقبال، دولت ۵. فرصت، مجال ۶. نقاره
نوبتلغتنامه دهخدانوبت . [ ن َ / نُو ب َ ] (از ع ، اِ) کرت . مرتبه . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (برهان قاطع) (انجمن آرا) (جهانگیری ) (ناظم الاطباء). دفعه . دور. (ناظم الاطباء). ره
نوبتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان وقوع یکرویداد، بار، نوبه، دور، وعده، دفعه، مرتبه، سفر، دوره زمان انجام کاری، زمان وعده: شیفت، پاس، موقع، وقت، هنگام، موعد، میعاد، سفر، موسم، فصل، چر