25 فرهنگ

8366 مدخل


نوبت

no[w]bat

۱. وقت چیزی یا کاری؛ فرصت.
۲. بار؛ دفعه؛ کرت؛ مرتبه: ◻︎ به روزی دو نوبت برآرای خوان / سران سپه را یکایک بخوان (نظامی۵: ۱۰۹۳).
۳. [قدیمی] دوران؛ زمان.
۴. [قدیمی] امری که دارای نظم‌وترتیب باشد.
۵. [قدیمی] قراول؛ کشیک.
۶. [قدیمی] طبل؛ کوس.
۷. [قدیمی] کوس یا دهل بزرگی که چند بار در شب و روز در بارگاه سلاطین نواخته می‌شد.
۸. [قدیمی] بارگاه؛ خیمۀ بزرگ.

پستا

۱. پاس، دور، دوره، فصل، موسم، هنگام
۲. تناوب، سیر، گردش
۳. بار، دفعه، نوبه، وهله
۴. اقبال، دولت
۵. فرصت، مجال
۶. نقاره

rotation, sitting, spell, time, trick, turn