نواقصلغتنامه دهخدانواقص . [ ن َ ق ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ناقصة. رجوع به ناقصة شود. || در تداول بجای نقائص (ج ِ نقیصة) مستعمل است .
فهرست نواقصpunch listواژههای مصوب فرهنگستانفهرستی که در آستانة اتمام پروژه برای نشان دادن بخشهای ناقص کار و بهمنظور تکمیل گستره تهیه میشود
ناقصدیکشنری عربی به فارسیناقص , ناتمام , ناکامل , از بين رفتني , غير کافي , نابسنده , نا تمام , انجام نشده , پر نشده , معيوب
اذهبلغتنامه دهخدااذهب . [ اَ هََ ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از ذهاب . برنده تر:5 مر رسول اﷲ (ص ) علی نسوة... فقال یا معشرالنساء مارأیت نواقص عقول و دین اذهب بعقول ذوی الألباب منکن
منتقدفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. انتقادکننده.۲. صرافیکننده.۳. کسی که نوشته یا کتابی را مطالعه و نواقص آن را بیان کند.
ناردینلغتنامه دهخداناردین . (اِخ ) از ولایات هندوستان است و به سال 405 هَ . ق . به دست سلطان محمودغزنوی گشوده شد. مؤلف «تاریخ دیالمه و غزنویان » آرد: سلطان محمود در سال 404 جنگ ب
فتحعلیلغتنامه دهخدافتحعلی . [ ف َ ع َ ] (اِخ ) آخوندزاده . میرزا فتحعلی فرزند میرزا احمد تقی ، بنابر آنچه از شماره های 43، 44 و 45 روزنامه ٔ کشکول چ تفلیس نقل شده از دانشمندان اوا